ازشهدا برای رد شدن از سیم خاردارها نیاز به یک نفر داشتن
تاروی سیم خاردارها بخوابه وبقیه از روش رد بشن،
داوطلب،زیاد بود وقرعه انداختند،افتاد بنام یک جوان،
همه اعتراض کردن،الا یک پیرمرد,گفت چیکار دارید بنامش افتاده دیگه،
بچه ها از پیرمرد بدشون اومد،دوباره قرعه انداختند بازم افتاد بنام همون جوان
جوان بدون درنگ خودش رو باصورت انداخت روی سیم خاردار
بچه ها بابی میلی واجبار شروع کردن به رد شدن
از روی بدن جوان.همه رفتن الا پیرمرده!گفتن بیا!
گفت نه شما برید من باید وایسم بدن پسرم رو ببرم برای مادرش.
مادرش منتظره!!!
شهدا شرمنده ایم
شهدا دعا داشتند،ادعا نداشتند
نیایش داشتند،نمایش نداشتند
حیا داشتند،ریا نداشتند
رسم داشتند،اسم نداشتند
شادی روحشون صلوات
سلام . درود بر شما که وبتان مثبت است .
با اجازه این مطلب را در وب خود قرار دادم.
علیکم السلام.لطف دارید.بله موردی نداره.بفرمایید.