یا بقیه الله
دلم ...
مثل انــارهایی که مـادربـزرگ دانــه می کنـد ،
به شــوق دیدنت خــون است . . .
ای بهتــــــــرین بهـــانه برای گریستن
بی تو حنای گریه چه بیرنگ می شود
ای مهربان تر از پدر و مادرم حســــــــین
مرد باش...
بــــرادرم ...
غــــــیرت فقط این نیست که ناموســت را "بپوشــــــانی "
تا نبینند
نامــوس دیگران را
نگـــــاه "کـــــــردن "
نیز بی ناموســــــــــیست....
آرام از کنارت می گذرد ، بی صدا ...بدون جلب توجه...
صورتش نمیبینی،اما در مقابل اویی...
اوست که با سکوت، با تو حرف میزند
و به تو می آموزد.....اگر اهلش باشی...
در اوج کرامت هست و تندیس متانت...
نزدیک،اما دور از دسترس...بی عشوه ولی دلربا...
اوست معلم وقار در قله ی بی نیازی..
هر خارو خسی عاشقش نمی شود
و زیباییش را هر دلی لمس نمیکند...
او پیش از انتخاب شدن انتخاب میکند
و پیش از معشوق شدن عاشق میشود...
با زیرکی گوی عقل را از کنار دیو هوس می رباید....
او همان دختر عفیف و در پس پرده ی حجاب است..
دلم گرفته شهیدان مرا ببرید
مرا زغربت این خاک تا خدا ببرید
شهدا دعا کنیدکه شهید بشوم،
ولی من کجا وشهادت کجا....
آقاجان دلم تنگه برات
هرلحظه میشنوم که اطرافیانم دارن
میان پابوست،بیشتر میشکنم
کی منو راهم میدی؟
دل آدم رو کباب می کنه و اشتیاق آدم رو صدچندان این پیامک ها
جا مانده ایم و
شرح دل ما خجالت است ...
زائـر شدن، پیاده
یقینا سعادت است ...
ویزا، بلیط، کرب و بلا
مال خوب هاست!
سهم چو من،
پیامکِ "هستم به یادت" است...
ارباب از حال دلم خبر داری که چقد خراب دیدنته
آقا ما بدا چه کنیم که راهمون نمیدی کربلاتو ببینیم
بسم الله را گفته و نگفته شروع کردم به خوردن
حاجی داشت حرف می زد و سبزی پلو را
با تن ماهی قاطی می کرد.هنوز قاشق اول را نخورده ،
رو به عبادیان کرد و پرسید : عبادی ! بچه ها شام چی داشتن؟
گفت: همینو.پرسید: واقعاً ؟ جون حاجی ؟
نگاهش را دزدید و گفت : تُن رو فردا ظهر می دیم .
حاجی قاشق را برگرداند . غذا در گلویم گیر کرد .
حاجی جون به خدا فردا ظهر بهشون می دیم .
حاجی همین طور که کنار می کشید
گفت : به خدا منم فردا ظهر می خورم .
شادی روح شهدا صلوات