خاکریز

شهدا

خاکریز

شهدا

خدایا



خـــــدایا !
نگذار دروغ بگویم،
زیرا دروغ ظـلـم کـثـیــفـی است ...

(شهید دکتر مصطفی چمران)

مادر شهید




ما چه میفهمیم معنی انتظار را......


شهدا زنده اند



یک روز در اتاق کار به یکی از دوستان(به شوخی)گفتم:

این عکس شهدا رو بردارید دیگه،
بابا اینها مردن تموم شد رفت،چرا اتاق کار رو کردی موزه شهدا؟ ...
.
.
نزدیک عصر بود که محل کار را ترک کردم
آمدم خانه،در را که باز کردم خانومم گفت : باز چکار کردی ؟

گفتم چی شده ؟
گفت خواب دیدم شهید موسوی و همه شهدا کنار هم جمع شدن،
شهید موسوی بهم گفت:

(چرا فکر میکنید ما مردیم؟، ما هستیم داریم زندگی میکنیم ...)
به نقل از دوستان شهید سید محمود موسوی

دلتنگ مولا



دل است دیگـــر،گاهی دلتنـــــگ مولایش می شود...
مـردم از غـــــم تنهایــــی...
فــــدای قلــــــب نازنینت یابن زهـــــرا(عج)

دلم به بهانه‌ی ندیدنت گریست



دلم به بهانه‌ی ندیدنت گریست ...

بگذار بگرید ...

و بداند ...

هر چه خواست ...

همیشه نیست ...



یه عده از کربلا برنگشته راهی شدن امام رضا،
کار ما هم شده فقط بگیم التماس دعا......

دلتنگم آقا....


یا بقیه الله



یا بقیه الله

دلم ...
مثل انــارهایی که مـادربـزرگ دانــه می کنـد ،
به شــوق دیدنت خــون است . . .

شرمنده ام آقا



یا صاحب الزمان ... شرمنده ام

خانه خراب توام یاحسین



ای بهتــــــــرین بهـــانه برای گریستن

بی تو حنای گریه چه بیرنگ می شود

ای مهربان تر از پدر و مادرم حســــــــین

نگاه کردن



مرد باش...
بــــرادرم ...
غــــــیرت فقط این نیست که ناموســت را "بپوشــــــانی "
تا نبینند
نامــوس دیگران را
نگـــــاه "کـــــــردن "
نیز بی ناموســــــــــیست....

آرام از کنارت می گذرد



آرام از کنارت می گذرد ، بی صدا ...بدون جلب توجه...

صورتش نمیبینی،اما در مقابل اویی...

اوست که با سکوت، با تو حرف میزند


و به تو می آموزد.....اگر اهلش باشی...


در اوج کرامت هست و تندیس متانت...

نزدیک،اما دور از دسترس...بی عشوه ولی دلربا...


اوست معلم وقار در قله ی بی نیازی..


هر خارو خسی عاشقش نمی شود


و زیباییش را هر دلی لمس نمیکند...

او پیش از انتخاب شدن انتخاب میکند


و پیش از معشوق شدن عاشق میشود...


با زیرکی گوی عقل را از کنار دیو هوس می رباید....

او همان دختر عفیف و در پس پرده ی حجاب است..

دلم برای تو تنگ است



دلم برای تو تنگ است ای سرا پاخوب

دلم برای تو تنگ است مثل تنگ غروب

چه لحظه های غریبی که بی تو میگذرند

چه روزگارعجیبی است بی تو ای محبوب

چقدربی تو به غربت شکست خاطرخاک

نیامدی وعطش درعطش زبانه کشید

نیامدی وزمین شعله شعله درتب شد

نشست خاطرآیینه هابه آه ملال

شکست خلوت آدینه ها به زمزم اشک

چقدر بی تو به حسرت دلم لبالب شد

نسیم نرگسی از گلشنی نمی خیزد

که تا به دامنش اندوه من بیامیزد


(اللهم عجل لولیک الفرج)

جلسه قرآن



شهدا را به کلامی، به نوائی به خاطره ای .... یاد کنیم

شادی روح شهدا صلوات

کاش منم زائرت بودم



دوباره حال من و شعر می شود مبهم
دلی که دست خودم نیست می شود کم کم
در آرزوی حرم غرق در غم و ماتمم
اگر اجازه دهد زائرش شوم، من هم

کاش تا زنده ام راهم بدی ارباب.....

شهدا مرا ببرید




دلم گرفته شهیدان مرا ببرید


مرا زغربت این خاک تا خدا ببرید


شهدا دعا کنیدکه شهید بشوم،

ولی من کجا وشهادت کجا....

حسین جان



آقاجان دلم تنگه برات

هرلحظه میشنوم که اطرافیانم دارن

میان پابوست،بیشتر میشکنم

کی منو راهم میدی؟

کربلااااااااا



دل آدم رو کباب می کنه و اشتیاق آدم رو صدچندان این پیامک ها


جا مانده ایم و
شرح دل ما خجالت است ...
زائـر شدن، پیاده
یقینا سعادت است ...
ویزا، بلیط، کرب و بلا
مال خوب هاست!
سهم چو من،
پیامکِ "هستم به یادت" است...

ارباب از حال دلم خبر داری که چقد خراب دیدنته

آقا ما بدا چه کنیم که راهمون نمیدی کربلاتو ببینیم


حاج همت


بسم الله را گفته و نگفته شروع کردم به خوردن
حاجی داشت حرف می زد و سبزی پلو را

با تن ماهی قاطی می کرد.هنوز قاشق اول را نخورده ،

رو به عبادیان کرد و پرسید : عبادی ! بچه ها شام چی داشتن؟

گفت: همینو.پرسید: واقعاً ؟ جون حاجی ؟
نگاهش را دزدید و گفت : تُن رو فردا ظهر می دیم .
حاجی قاشق را برگرداند . غذا در گلویم گیر کرد .
حاجی جون به خدا فردا ظهر بهشون می دیم .
حاجی همین طور که کنار می کشید

گفت : به خدا منم فردا ظهر می خورم .


شادی روح شهدا صلوات